وقتی قلبت تیر میکشد
وقتی قلبت تیر میکشد به گلولهای فكر میکنم که با شقیقۀ برادرم هیچ شوخی نداشت چقدر آب ریختند تا دستهاش را از دنیا بشویند چقدر کلاغ از موهای مادرم پریدند چقدر برف بر شانه های پدرم نشست و من بعد از آن هیچ سپیداري... توی باغ نبودم چقدر دروغ میگفت که سیگار را ترک نمیکنم...
«شغل نویسندگی باید در جامعه…».
با احترام بیدریغ به مقام هوشنگ مرادی کرمانی و یادکرد خاطرۀ شریف کیومرث پوراحمد از خواندن این عنوان شروع شد:«شغل نویسندگی باید در جامعه به رسمیت شناخته شود».موافقم هم دل میبره هم دین. دل و دین من هم که علیهالسلامتر از شما نیست، خیلی خوش و خرم، شروع کردم به خواندن...
جدال حکیم و مطبعی (در بیان کتابگری و جزوهگویی)
چند وقت پیش یک سلسله نقد (شکایت) میخوندم؛ ناقدان (شاکیان) از میان ناشران زحمتکش و کتابفروش (بعضاً کاغذفرو..).بودند که شمشیر نقد (شکایت) را بهجانب استادان دانشگاه گردانیده که : «علتالعلل کتاب ناخری و ناخوانی مردم همین استادان دانشگاهِ جزوهگو هستند و بس»! از آنجا که...
آدونیس 1
علي احمد سعید اِسبر مشهور به آدونیس، سال (1930) در روستای قصّابینِ شهر جلبه از استان لاذقیة سوریه، به دنیا آمد. وی شاعری است که تأثیر شگرفی بر شعر معاصر عرب گذاشته و شعرهایش به اکثر زبانهای زندۀ جهان ترجمه شدهاست. وی هم در بعد کمیّت آفرینش شعری، هم در بعد...
ترلان
نامت را چرا لابهلای شعرهام پنهان کنم ترلان لالاییهای لال ترلان بیگاهواره بهگاه گریه ترلان لایهلایه گلایه ترلان بیگور و گلایل ترلان بیلب ترلان لبالب ترلان بیدهان ترلان لایهلایه زخم لای استخوان تو بیلب به دنیا آمدهبودی چگونه تو را به جرم بوسه کشتهاند...
