«لطیفهئیست نهانی که عشق از آن خیزد»
فصل سوم، فصل عشق، در آستانۀ نخستین سالگرد شبهای حافظ، میهمانی به شیرازِ زاهدان، قدم نهاد؛ اندیشمندی که سالها پیش از این، وسوسههای عاشقی* را کاویده بود؛ استاد محمد دهقانی!
مشتاقان حافظ اینبار، با بیان شیوای استاد سرودِ خواجه را نیوشیدند. استاد نخست به اقتفای نامِ شیرازِ زاهدان**، نغمه خوان شدند:
«پیش از اینت بیش از این اندیشۀ عشاق بود»
از پس آن ادبپرورانِ زاهدان، هریک به سهم خود بر آتش بزم افزودند. آنک نوبت تفأل رسید و نوای استاد:
«بیا که رایت منصور پادشاه رسید»
تا به خود یادآور شویم که ایرانیان در شبان دیجور، هماره در تکاپوی رسیدن به نور گام برمیدارند.
*نام اثری از آقای دکتر محمد دهقانی که محصول پایاننامۀ دورۀ کارشناسی ارشد ایشان است.
** نام کافه سایه از این مصرع غزل مزبور گرفته شده: «سایۀ معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد»
